فرهنگ آریان‌پور

خشونت رفتار کردن - با

#۸۰٬۳۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

maul

چکش چوبى، تخماق، چماق، گرز، توپوز، ضربت سنگین، با چکش زدن یا کوبیدن، خرد کردن، له کردن، صدمه زدن

۲

hustle

هل دادن، فشار دادن، تکان دادن، به زور وادار کردن، پیش بردن، فریفتن، گول زدن، تکان، شتاب، عجله، فشار، زور illtreat

۳

roughhouse

بازى هاى خرکى و پر سر و صدا بین ساکنان یک اتاق، بازى خرکى و پر سر و صدا کردن