فرهنگ آریان‌پور

خشن

#۸۰٬۲۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

gruff

خشن، داراى ساختمان خشن و زمخت، درشت، ناهنجار، بدخلق، ترشرو، گرفته دختر

۲

hoarse

خشن، گرفته، خرخرى (در مورد صدا)

۳

bearish

خشن، بى تربیت، مثل خرس، خرس وار

۴

boorish

خشن، بى نزاکت، دهاتى

۵

blowsy

سرخ روى، سرخ گونه، خشن، زمخت، زن چاق

۶

blowzy

سرخ روى، سرخ گونه، خشن، زمخت، زن چاق، شلخته

۷

raucous

(hoarse =) ـ خشن، زمخت، ناهنجار، خیلى نامرتب به‌ طور زننده‌

۸

blatant

پر سر و صدا، شلوغ کننده، خودنما، خشن، رسوا

۹

brutish

حیوانى، پست، بى شعور، درشت، خشن، ددمنش

۱۰

agrestic

روستایى، ناهنجار، خشن

۱۱

thick

کلفت، ستبر، صخیم، غلیظ، سفت، انبوه، گل آلود، تیره، ابرى، گرفته، زیاد، پرپشت

۱۲

lurid

رنگ پریده، ترسناک، تیره، مستهجن، به طور ترسناک یاغم انگیز، موحش، شعله تیره، شعله دودنما، رنگ زرد مایل به قرمز، کم رنگ و پریده، زننده

۱۳

hoyden

دختر گستاخ، روستایى بى تربیت

۱۴

strident

گوش خراش، داراى صداى مزاحم