فرهنگ آریانپور
خشن
#۸۰٬۲۸۳
gruff
خشن، داراى ساختمان خشن و زمخت، درشت، ناهنجار، بدخلق، ترشرو، گرفته دختر
hoarse
خشن، گرفته، خرخرى (در مورد صدا)
bearish
خشن، بى تربیت، مثل خرس، خرس وار
boorish
خشن، بى نزاکت، دهاتى
blowsy
سرخ روى، سرخ گونه، خشن، زمخت، زن چاق
blowzy
سرخ روى، سرخ گونه، خشن، زمخت، زن چاق، شلخته
raucous
(hoarse =) ـ خشن، زمخت، ناهنجار، خیلى نامرتب به طور زننده
blatant
پر سر و صدا، شلوغ کننده، خودنما، خشن، رسوا
brutish
حیوانى، پست، بى شعور، درشت، خشن، ددمنش
agrestic
روستایى، ناهنجار، خشن
thick
کلفت، ستبر، صخیم، غلیظ، سفت، انبوه، گل آلود، تیره، ابرى، گرفته، زیاد، پرپشت
lurid
رنگ پریده، ترسناک، تیره، مستهجن، به طور ترسناک یاغم انگیز، موحش، شعله تیره، شعله دودنما، رنگ زرد مایل به قرمز، کم رنگ و پریده، زننده
hoyden
دختر گستاخ، روستایى بى تربیت
strident
گوش خراش، داراى صداى مزاحم