فرهنگ آریانپور
خشمگین کردن
#۸۰٬۲۷۴
enrage
خشمگین کردن، عصبانى کردن
exasperate
خشمگین کردن، از جا در بردن، اوقات تلخى کردن کردن، برانگیختن، بدتر کردن، تشدید کردن، خشمگین
anger
برآشفتگى، خشم، غضب، خشمگین کردن، غضبناک کردن
incense
بخور دادن به، سوزاندن، بخور خوشبو، تحریک کردن، تهییج کردن، خشمگین کردن
provoke
تحریک کردن، دامن زدن، برانگیختن، برافروختن، خشمگین کردن
irritate
عصبانى کردن، برانگیختن، خشمگین کردن، خراش دادن، سوزش دادن، آزردن، رنجاندن
madden
دیوانه کردن، عصبانى کردن، دیوانه شدن
offend
تخطى کردن، رنجاندن، متغیر کردن، اذیت کردن، صدمه زدن، دلخور کردن
overcloud
ابرى یا تیره شدن، با ابر پوشاندن، تیره کردن، افسرده کردن