فرهنگ آریان‌پور

خشمگین‌ کردن

#۸۰٬۲۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

enrage

خشمگین کردن، عصبانى کردن

۲

exasperate

خشمگین کردن، از جا در بردن، اوقات تلخى کردن کردن، برانگیختن، بدتر کردن، تشدید کردن، خشمگین

۳

anger

برآشفتگى، خشم، غضب، خشمگین کردن، غضبناک کردن

۴

incense

بخور دادن به، سوزاندن، بخور خوشبو، تحریک کردن، تهییج کردن، خشمگین کردن

۵

provoke

تحریک کردن، دامن زدن، برانگیختن، برافروختن، خشمگین کردن

۶

irritate

عصبانى کردن، برانگیختن، خشمگین کردن، خراش دادن، سوزش دادن، آزردن، رنجاندن

۷

madden

دیوانه کردن، عصبانى کردن، دیوانه شدن

۸

offend

تخطى کردن، رنجاندن، متغیر کردن، اذیت کردن، صدمه زدن، دلخور کردن

۹

overcloud

ابرى یا تیره شدن، با ابر پوشاندن، تیره کردن، افسرده کردن