فرهنگ آریان‌پور

خشمگین شدن

#۸۰٬۲۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

boil

کورک، دمل، جوش، التهاب، هیجان، تحریک، جوشاندن، به جوش آمدن، خشمگین شدن

۲

anger

برآشفتگى، خشم، غضب، خشمگین کردن، غضبناک کردن

۳

madden

دیوانه کردن، عصبانى کردن، دیوانه شدن

۴

offend

تخطى کردن، رنجاندن، متغیر کردن، اذیت کردن، صدمه زدن، دلخور کردن

۵

overcloud

ابرى یا تیره شدن، با ابر پوشاندن، تیره کردن، افسرده کردن