فرهنگ آریانپور
خشمگین شدن
#۸۰٬۲۷۱
boil
کورک، دمل، جوش، التهاب، هیجان، تحریک، جوشاندن، به جوش آمدن، خشمگین شدن
anger
برآشفتگى، خشم، غضب، خشمگین کردن، غضبناک کردن
madden
دیوانه کردن، عصبانى کردن، دیوانه شدن
offend
تخطى کردن، رنجاندن، متغیر کردن، اذیت کردن، صدمه زدن، دلخور کردن
overcloud
ابرى یا تیره شدن، با ابر پوشاندن، تیره کردن، افسرده کردن