فرهنگ آریان‌پور

ازاد و موزون حرکت‌ کردن

#۸٬۰۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

swing

(past: swung ; past participle: swung) ـ آونگان شدن یا کردن، تاب خوردن، چرخیدن، تاب، نوسان، اهتزاز، آونگ، نوعى رقص و آهنگ آن