فرهنگ آریان‌پور

خشمگین

#۸۰٬۲۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

irate

خشمگین، خشمناک

۲

wroth

خشمگین، غضبناک، برآشفته، سبع، ظالم

۳

snuffy

خشمگین، ترشرو، شبیه انفیه

۴

wrathful

خشمگین، عصبانى، برانگیخته، غضبناک، قهر آلود، کینه جویى کردن، تلافى کردن، تلافى درآوردن، عشق یا کینه خود را آشکار کردن

۵

exasperate

خشمگین کردن، از جا در بردن، اوقات تلخى کردن کردن، برانگیختن، بدتر کردن، تشدید کردن، خشمگین

۶

waxy

مومى، پر از موم، (زبان عامیانه) عصبانى، خشمگین

۷

rabid

بد اخلاق، متعصب، خشمگین، هار، وابسته به هارى

۸

snarly

گرفتار دام، خشمگین، کج خلق، گوریده

۹

snappish

گاز گیر، کج خلق، خشمگین، داراى مزه بد

۱۰

indignant

اوقات تلخ، متغیر، رنجیده، خشمگین، آزرده

۱۱

loath loth

بیزارى، بیمیل، بیزار، منفور، خشمگین، خشونت

۱۲

mad

دیوانه، عصبانى، از جا در رفته، شیفته، عصبانى کردن، دیوانه کردن واژه هاى شامل

۱۳

livid

سربى رنگ، کبود، کبود شده، کوفته، خاکسترى رنگ

۱۴

angry

اوقات تلخ، رنجیده، خشمناک، دردناک، قرمز شده، ورم کرده، دژم، برآشفته

۱۵

dudgeon

غیظ، رنجش، اوقات تلخى، دسته خنجر

۱۶

furious

خشمناک، آتشى، عصبانى، متلاطم، متعصب