فرهنگ آریان‌پور

خشکیده

#۸۰٬۲۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

wizen

خشکیده، چروک، لاغر، پژمرده یا پلاسیده bonedry

۲

sear

علامت داغ، پژمرده، خشکیده، از کار افتاده، خسته، خشکاندن، سوزاندن، داغ کردن پژمرده کردن یا شدن

۳

sere

تغییر و سیر تکاملى محیط زیست گیاهان و جانوران، خشک، خشکیده، پژمرده

۴

adust

سوخته، خشکیده، با حرارت

۵

corky

چوب پنبه اى، خشکیده

۶

withered

پژولیده، پلاسیده، پژمرده، خشکیده، چروک خورده (از خشکى)

۷

hidebound

پوست بتن چسبیده، خشکیده، (مجازى) کوتاه فکر، خود راى، کوته نظر، خسیس

۸

dried up

(wizened =) ـ چروکیده، خشکیده، پلاسیده