فرهنگ آریانپور
خشکیده
#۸۰٬۲۳۶
wizen
خشکیده، چروک، لاغر، پژمرده یا پلاسیده bonedry
sear
علامت داغ، پژمرده، خشکیده، از کار افتاده، خسته، خشکاندن، سوزاندن، داغ کردن پژمرده کردن یا شدن
sere
تغییر و سیر تکاملى محیط زیست گیاهان و جانوران، خشک، خشکیده، پژمرده
adust
سوخته، خشکیده، با حرارت
corky
چوب پنبه اى، خشکیده
withered
پژولیده، پلاسیده، پژمرده، خشکیده، چروک خورده (از خشکى)
hidebound
پوست بتن چسبیده، خشکیده، (مجازى) کوتاه فکر، خود راى، کوته نظر، خسیس
dried up
(wizened =) ـ چروکیده، خشکیده، پلاسیده