فرهنگ آریان‌پور

خشکی

#۸۰٬۲۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

dryness

خشکى

۲

aridity

خشکى، بیروحى

۳

terra firma

خشکى، خاک، قطعه اصلى، خطه بدون جزیره

۴

land

زمین، خشکى، خاک، سرزمین، دیار، به خشکى آمدن، پیاده شدن، رسیدن، بزمین نشستن

۵

drouth

(drought =) ـ خشکى، خشک سالى، تنگى، (ک.) تشنگى

۶

eschar

(پزشکى) خشک ریش، خشکى، پوست زخم، اثر زخم

۷

welter

اختلاط، درهم و برهمى، خشکى، پژمردگى، آغشتن، غلت زدن

۸

drought

(drouth =) ـ خشکى، خشک سالى، تنگى، (ک.) تشنگى

۹

mainland

قاره، خشکى، بر، قطعه اصلى، قطعه

۱۰

constipation

یبوست، خشکى

۱۱

earth

خاک، زمین، سطح زمین، کره زمین، دنیاى فانى، سکنه زمین، با خاک پوشاندن

۱۲

rigidity

سختى، استحکام، سفتى

۱۳

terrestrial

زمینى، خاکى، این جهانى، دنیوى woodenness