فرهنگ آریان‌پور

خشک کردن

#۸۰٬۱۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

desiccate

خشک کردن، در جاى خشک نگهداشتن

۲

desiccation

خشک کردن

۳

dry

خشک، بى آب، اخلاقا خشک خشک کردن، خشک انداختن، تشنه شدن

۴

wipe

پاک کردن، خشک کردن، به وسیله مالش پاک کردن، از میان بردن، زدودن

۵

airing

هواخورى، با دادن، خشک کردن

۶

calcine

آهکى کردن، مکلس کردن، خشک کردن

۷

evaporate

تبخیر کردن، تبدیل به بخار کردن، تبخیر شدن، بخار شدن، خشک کردن، بربادرفتن

۸

exsiccate

خشکانیدن، خشک کردن

۹

dehumidify

رطوبت گرفتن (از هوا)، نم چیزى را گرفتن، خشک کردن

۱۰

freeze dry

(در خلاء وسرماى فراوان) خشک کردن

۱۱

blot

لکه دار کردن یا شدن، لک، لکه، بدنامى، عیب، پاک شدگى

۱۲

dehydrate

آب چیزى را گرفتن، بى آب کردن، پسابش داشتن، وابشت کردن