فرهنگ آریان‌پور

خشک شدن

#۸۰٬۱۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

fade

محو کردن، محو شدن، پژمردن، خشک شدن، کم رنگ شدن، بى نور شدن، کم کم ناپدیدى شدن

۲

parch

برشته کردن، بریان کردن، نیم سوز کردن، خشک شدن (با حرارت)، تفتیدن، آفتاب سوخته کردن

۳

atrophy

(پزشکى) لاغرى، ضعف بنیه، (گیاه شناسى) نقصان قوه ى نامیه، لاغر کردن، خشک شدن، لاغر شدن

۴

shrivel

چروک شدن، چین خوردن، خشک شدن

۵

dry

خشک، بى آب، اخلاقا خشک خشک کردن، خشک انداختن، تشنه شدن

۶

sear

علامت داغ، پژمرده، خشکیده، از کار افتاده، خسته، خشکاندن، سوزاندن، داغ کردن پژمرده کردن یا شدن

۷

dehydrate

آب چیزى را گرفتن، بى آب کردن، پسابش داشتن، وابشت کردن