فرهنگ آریانپور
خشک شدن
#۸۰٬۱۴۴
fade
محو کردن، محو شدن، پژمردن، خشک شدن، کم رنگ شدن، بى نور شدن، کم کم ناپدیدى شدن
parch
برشته کردن، بریان کردن، نیم سوز کردن، خشک شدن (با حرارت)، تفتیدن، آفتاب سوخته کردن
atrophy
(پزشکى) لاغرى، ضعف بنیه، (گیاه شناسى) نقصان قوه ى نامیه، لاغر کردن، خشک شدن، لاغر شدن
shrivel
چروک شدن، چین خوردن، خشک شدن
dry
خشک، بى آب، اخلاقا خشک خشک کردن، خشک انداختن، تشنه شدن
sear
علامت داغ، پژمرده، خشکیده، از کار افتاده، خسته، خشکاندن، سوزاندن، داغ کردن پژمرده کردن یا شدن
dehydrate
آب چیزى را گرفتن، بى آب کردن، پسابش داشتن، وابشت کردن