فرهنگ آریان‌پور

ازاد کردن

#۸٬۰۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

deliver

آزاد کردن، نجات دادن، تحویل دادن، ایراد کردن (نطق و غیره)، رستگار کردن

۲

liberate

آزاد کردن، رها کردن، تجزیه کردن

۳

enfranchise

آزاد کردن، از بندگى رهاندن، معاف کردن، حقوق مدنى اعطا کردن به

۴

ease

آسانى، سهولت، آسودگى، راحت کردن، سبک کردن، آزاد کردن

۵

assert

دفاع کردن از، حمایت کردن، آزاد کردن، اظهار قطعى کردن، ادعا کردن، اثبات کردن

۶

assoil

(ریاضى) اصل تغییر نکردنى، مجموع یا حاصل ضرب، بخشیدن، تبرئه کردن، مغفرت کردن، روسفید کردن، آزاد کردن، مرخص کردن، حل کردن، رفع کردن، رد کردن، تکذیب کردن، پاک کردن، خالى کردن، تقاص پس دادن

۷

extricate

رها کردن، خلاصى بخشیدن، آزاد کردن

۸

deallocate

بازستادن، آزاد کردن

۹

ransom

فدیه، خونبها، غرامت جنگى، جزیه، آزادى کسى یا چیزى را خریدن، فدیه دادن از قید چیزی‌

۱۰

disengage

از گیر در آوردن، از قید رها کردن، باز کردن از بردگی‌ یا اسارت‌ و غیره‌

۱۱

emancipate

از قید رها کردن، از زیر سلطه خارج کردن از اشغال‌ دشمن‌ یا بردگی‌ یا زندان‌ و غیره‌