فرهنگ آریان‌پور

خشک

#۸۰٬۱۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

dry

خشک، بى آب، اخلاقا خشک خشک کردن، خشک انداختن، تشنه شدن

۲

arid

خشک، بایر، لم یزرع، خالى، بیمزه، بیروح، بى لطافت

۳

droughty

خشک، بى آب

۴

sec

خط قاطع، دوم، ثانوى، خشک، (در مورد شراب) تلخ

۵

sere

تغییر و سیر تکاملى محیط زیست گیاهان و جانوران، خشک، خشکیده، پژمرده

۶

husky

پوست دار، خشک، نیرومند و درشت هیکل آدم‌

۷

mealy

آردى، آردنما، ترد، خشک، لکه لکه

۸

crisp

مجعد شدن، موجدار کردن، حلقه حلقه کردن، چیز خشک و ترد، ترد، سیب زمینى برشته

۹

jejune

بیهوده، نارس، تهى، خشک، بى مزه، بى لطافت

۱۰

thirsty

تشنه، عطش دار، خشک، بى آب، مشتاق

۱۱

abstract

چکیده کردن، ربودن، بردن، کش رفتن، خلاصه کردن، جدا کردن، تجزیه کردن، جوهر گرفتن از، عارى از کیفیات واقعى (در مورد هنرهاى ظریف) نمودن خلاصه، مجرد، انتزاعى، چکیده، مجمل، خلاصه ى کتاب، مطلق، خیالى، غیرعملى، بى مسمى، خشک، معنوى، صریح، زبده، (اسم) معنى

۱۲

scarious

(گیاه شناسى) داراى ظاهر خشک و پلاسیده، چروکیده، (جانور شناسى) خشک

۱۳

crispy

(crisp =) ـ ترد، مجعد، پرچین و شکن

۱۴

austere

سخت، تند و تلخ، ریاضت کش، تیره رنگ

۱۵

standoffish

سرد، غیر صمیى، کناره گیر