فرهنگ آریان‌پور

خستو شدن

#۸۰٬۰۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

own

داشتن، دارا بودن، مال خود دانستن، اقرار کردن، تن در دادن، خود، خودم، شخصى، مال خودم

۲

admit

پذیرفتن، راه دادن، بار دادن، راضى شدن (به)، رضایت دادن (به)، موافقت کردن، تصدیق کردن، زیربار (چیزى) رفتن، اقرار کردن، واگذار کردن، دادن، اعطاء کردن

۳

yield

حاصل، محصول دادن، باور کردن، ثمر دادن، واگذار کردن، ارزانى داشتن، بازده، محصول، تسلیم کردن یا شدن

۴

confess

اقرار کردن، اعتراف کردن

۵

profess

ادعا کردن، اظهار کردن، تدریس کردن، ابراز ایمان کردن