فرهنگ آریان‌پور

خستو

#۸۰٬۰۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

kernel

مغز، هسته، مغزهسته، خستو، تخم، دانه، هسته اصلى، شالوده

۲

self confessed

معترف، خستو

۳

confessor

معترف، کسى که کیش خود را آشکارا اعتراف مى کند، اقرار آورنده professed selfconfessed

۴

confession

اقرار، اقرار به جرم، اعتراف نامه