فرهنگ آریان‌پور

خسته کننده

#۸۰٬۰۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

tiresome

خسته کننده، مزاحم، طاقت فرسا

۲

weariful

خسته کننده، کسل کننده

۳

wearisome

خسته کننده

۴

bore

سوراخ، سوراخ کردن، گمانه، سنبیدن، سفتن، نقب زدن، خسته کردن، موى دماغ کسى شدن، خسته شدن، منفذ، مته، وسیله سوراخ کردن، کالیبر تفنگ، (مجازى) خسته کننده

۵

prolix

دراز، طولانى، خسته کننده، روده دراز، پرگو

۶

insipid

بى مزه، بى طعم، (مجازى) بیروح، خسته کننده

۷

tedious

ملالت آور، خسته کننده، کسل کننده، کج خلق، ناراضى

۸

longsome

(معنى مجازى، در گویش) طولانى، مطول، خسته کننده، کسالت آور

۹

monotonous

یکنواخت، خسته کننده

۱۰

lagging

کندى، لنگى، واماندگى، عقب ماندگى، عقب ماندن، لنگیدن، تاخیر کردن، پس افت، تاخیر lag

۱۱

grueling

اماج، فرنى، حریره، تنبیه، فرسوده کردن، عاجز کردن، ناتوان کردن

۱۲

gruelling

اماج، فرنى، حریره، تنبیه، فرسوده کردن، عاجز کردن، ناتوان کردن