فرهنگ آریان‌پور

خسته‌ کننده (2)

#۸۰٬۰۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

drab

زن شلخته، فاحشه، جنده بازى کردن، یکنواخت و خسته کننده، خاکسترى، کسل کننده

۲

stuffy

خفه، دلتنگ کننده، اوقات تلخ، مغرور، محافظه کار، بد اخم، لجوج خودمانی‌ samey چیز

۳

weariness

خستگى، ماندگى، بیزارى آدم‌