واژههای فارسی←خسته کردن - زیاد -فرهنگ آریانپورخسته کردن - زیاد -#۸۰٬۰۲۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱taskتکلیف، وظیفه، کار، امر مهم، زیاد خسته کردن، به کارى گماشتن، تهمت زدن، تحمیل کردنواژههای نزدیک در الفباخساست به خرج دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخساست کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخسباندنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخسبانیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخسبشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخسبیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر