فرهنگ آریانپور
خستگی با
#۷۹٬۹۹۷
tired
خسته کردن، خسته، از پا درآمدن، فرسودن، لاستیک چرخ، لاستیک، لاستیک زدن به tire
tiredly
(tired =) ـ خسته، سیر، بیزار، خستگى، با خستگى
#۷۹٬۹۹۷
خسته کردن، خسته، از پا درآمدن، فرسودن، لاستیک چرخ، لاستیک، لاستیک زدن به tire
(tired =) ـ خسته، سیر، بیزار، خستگى، با خستگى