فرهنگ آریان‌پور

خستگی با

#۷۹٬۹۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

tired

خسته کردن، خسته، از پا درآمدن، فرسودن، لاستیک چرخ، لاستیک، لاستیک زدن به tire

۲

tiredly

(tired =) ـ خسته، سیر، بیزار، خستگى، با خستگى