فرهنگ آریان‌پور

خستگی

#۷۹٬۹۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

fatigue

خستگى، فرسودگى، فرسودن، کوفتگى، رنج، خسته شدن

۲

weariness

خستگى، ماندگى، بیزارى

۳

exhaustion

خستگى، فرسودگى

۴

ennui

بیزارى، دلتنگى، ملالت، خستگى

۵

tedium

یکنواختى، ملالت، خستگى، دلتنگى، بیزارى، طاقت فرسایى tiredness

۶

boredom

ملالت، خستگى

۷

tiredly

(tired =) ـ خسته، سیر، بیزار، خستگى، با خستگى

۸

tired

خسته کردن، خسته، از پا درآمدن، فرسودن، لاستیک چرخ، لاستیک، لاستیک زدن به tire