خسارت
#۷۹٬۹۵۷
damage
خسارت، خسارت زدن، زیان، گزنده، غرامت، معیوب کردن، زیان زدن، آسیب
harm
آسیب، صدمه، اذیت، زیان، ضرر، خسارت، آسیب رساندن (به)، صدمه زدن، گزند
loss
باخت، زیان، ضرر، خسارت، گمراهى، فقدان، اتلاف (در جمع) تلفات، ضایعات، خسارات، اتلاف، تلفات
toll
باج، باج راه، راهدارى، نواقل، عوارض، تحمل خسارت، تعداد تلفات جنگى، ضایعه، صداى طنین زنگ یا ناقوس، طنین موزون، با صداى ناقوس یا زنگ اعلام کردن، هزینه
lesion
غبن (ghabn)، زیان حاصله در اثر عدم اجراى عقدى، (پزشکى و دامپزشکى) زخم، جراحت، خسارت، آسیب
scathe
صدمه، خسارت، زیان، صدمه زدن، رنجه دادن، سبب خسارت شدن
reprise
وهله، نوبت، خسارت، خرج، تلافى کردن
detriment
گزند، زیان، ضرر، خسارت
recompense
(حقوق) غرامت، خسارت، جبران، عوض، رفع خسارت، عوض دادن، غرامت پرداختن
smart money
پاداش زیان، خسارت، غرامت، پولى که دولت به سربازان و ملوانان زخمى و مصدوم مى دهد
injury
آسیب، صدمه
punishment
مجازات، تنبیه، گوشمالى، سزا
restitution
اعاده، بازگردانى، جبران، تلافى، ارتجاع
consideration
ملاحظه، رسیدگى، توجه، مراعات damages