فرهنگ آریان‌پور

خسارت

#۷۹٬۹۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

damage

خسارت، خسارت زدن، زیان، گزنده، غرامت، معیوب کردن، زیان زدن، آسیب

۲

harm

آسیب، صدمه، اذیت، زیان، ضرر، خسارت، آسیب رساندن (به)، صدمه زدن، گزند

۳

loss

باخت، زیان، ضرر، خسارت، گمراهى، فقدان، اتلاف (در جمع) تلفات، ضایعات، خسارات، اتلاف، تلفات

۴

toll

باج، باج راه، راهدارى، نواقل، عوارض، تحمل خسارت، تعداد تلفات جنگى، ضایعه، صداى طنین زنگ یا ناقوس، طنین موزون، با صداى ناقوس یا زنگ اعلام کردن، هزینه

۵

lesion

غبن (ghabn)، زیان حاصله در اثر عدم اجراى عقدى، (پزشکى و دامپزشکى) زخم، جراحت، خسارت، آسیب

۶

scathe

صدمه، خسارت، زیان، صدمه زدن، رنجه دادن، سبب خسارت شدن

۷

reprise

وهله، نوبت، خسارت، خرج، تلافى کردن

۸

detriment

گزند، زیان، ضرر، خسارت

۹

recompense

(حقوق) غرامت، خسارت، جبران، عوض، رفع خسارت، عوض دادن، غرامت پرداختن

۱۰

smart money

پاداش زیان، خسارت، غرامت، پولى که دولت به سربازان و ملوانان زخمى و مصدوم مى دهد

۱۱

injury

آسیب، صدمه

۱۲

punishment

مجازات، تنبیه، گوشمالى، سزا

۱۳

restitution

اعاده، بازگردانى، جبران، تلافى، ارتجاع

۱۴

consideration

ملاحظه، رسیدگى، توجه، مراعات damages