خزانه
#۷۹٬۸۷۹
treasury
خزانه دارى، گنجینه، گنج، خزانه
exchequer
خزانه، خزانه دارى، مالیه، خزانه دار پادشاهى
treasure trove
خزانه، دفینه، گنج، (مجازى) کشف
warison
(معنى مجازى) ثروت، خزانه، پاداش، شیپور حمله
chamber
اتاق، تالار، اتاق خواب، خوابگاه، حجره، خان (تفنگ)، فشنگ خور یا خزانه (در ششلول)، (در جمع) دفترکار، آپارتمان، در اتاق قرار دادن، جا دادن chamber coffers
magazine
مجله، انبار مهمات، مخزن، خشاب اسلحه، خزانه
treasure
گنج، گنجینه، خزانه، ثروت، جواهر، گنجینه اندوختن، گرامى داشتن، دفینه
thesaurus
گنجینه، خزانه، انبار، مخزن، (مجازى) فرهنگ جامع، قاموس، مجموعه اطلاعات
kitty
بچه گربه، پیشى، دختر جوان، زن سبک و جلف
vault
طاق، گنبد، قپه، سردابه، هلال طاق، غار، مغاره، گنبد یا طاق درست کردن، جست زدن، پریدن، جهش
nursery
محل نگاهدارى اطفال شیر خوار، پرورشگاه، شیر خوارگاه، قلمستان، گلخانه، نوزادگاه
repository
انبار، مخزن، صندوق تابوت، ظرف، رازدار
storehouse
(storeroom =) ـ انبار، مخزن، انبار کالا