فرهنگ آریانپور
خرید
#۷۹٬۷۷۷
buy
(past: bought ; past participle: bought) ـ خریدن، خرید، ابتیاع، تطمیع کردن
achate
مهره ى بازى، تیله، عقیق، خرید، بیع، (در جمع) اشیا ى خریدارى شده، یار با وفا، خریدن
purchase
خریدارى، ابتیاع، خرید، در آمد سالیانه زمین، خریدارى کردن
shopping
کارگاه، مغازه، خرید کردن، دکان، تعمیر گاه، فروشگاه، مغازه گردى کردن، دکه shop
procuance
(procuration =) ـ تحصیل چیزى، خرید، نیابت، حصول، جاکشى، دلالى محبت
procuration
(procuance =) ـ تحصیل چیزى، خرید، نیابت، حصول، جاکشى، دلالى محبت
trade
بازرگانى، حرفه، داد و ستد کردن، مبادله کردن، سوداگرى، تجارت، داد و ستد، کسب، پیشه ورى، کاسبى، مسیر، شغل، پیشه، آمد و رفت، سفر، آزار، مزاحمت، مبادله کالا، تجارت کردن با