فرهنگ آریان‌پور

خرید

#۷۹٬۷۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

buy

(past: bought ; past participle: bought) ـ خریدن، خرید، ابتیاع، تطمیع کردن

۲

achate

مهره ى بازى، تیله، عقیق، خرید، بیع، (در جمع) اشیا ى خریدارى شده، یار با وفا، خریدن

۳

purchase

خریدارى، ابتیاع، خرید، در آمد سالیانه زمین، خریدارى کردن

۴

shopping

کارگاه، مغازه، خرید کردن، دکان، تعمیر گاه، فروشگاه، مغازه گردى کردن، دکه shop

۵

procuance

(procuration =) ـ تحصیل چیزى، خرید، نیابت، حصول، جاکشى، دلالى محبت

۶

procuration

(procuance =) ـ تحصیل چیزى، خرید، نیابت، حصول، جاکشى، دلالى محبت

۷

trade

بازرگانى، حرفه، داد و ستد کردن، مبادله کردن، سوداگرى، تجارت، داد و ستد، کسب، پیشه ورى، کاسبى، مسیر، شغل، پیشه، آمد و رفت، سفر، آزار، مزاحمت، مبادله کالا، تجارت کردن با