فرهنگ آریان‌پور

خروش

#۷۹٬۷۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

roar

خروش، خروشیدن، غرش کردن، غریدن، داد زدن، داد کشیدن

۲

slogan

خروش، نعره، ورد، تکیه کلام، شعار، آرم

۳

roaring

خروش، خروشیدن، غرش کردن، غریدن، داد زدن، داد کشیدن

۴

cry

فریاد زدن، داد زدن، گریه کردن، صدا کردن، فریاد، گریه، خروش، بانگ، بانگ زدن

۵

rage

دیوانگى، خشم، غضب، خروشیدن، میل مفرط، خشمناک شدن، غضب کردن، شدت داشتن

۶

ferment

ترش شدن، مخمرشدن، ور آمدن، (مجازى) برانگیزاندن، تهییج کردن، ماده تخمیر، مایه، جوش، خروش، اضطراب

۷

hullabaloo

غریو، هیاهو، خروش، همهمه، شلوغ، آشفتگى

۸

roll

طومار، لوله، توپ (پارچه و غیره)، صورت، ثبت، فهرست، پیچیدن، چیز پیچیده، چرخش، گردش، غلتک، نورد، غلتاندن، غلت دادن، غل دادن، غلتک زدن، گرد کردن، به دوران انداختن، غلتیدن، غلت خوردن، گشتن، تراندن، تردادن، تلاطم داشتن

۹

groan

ناله، فریاد، گله، شکایت، ناله کردن، نالیدن

۱۰

noise

خش، اختلال، پارازیت، سر و صدا، صدا، شلوغ، قیل و قال، طنین، صدا راه انداختن، شایعه و تهمت

۱۱

shout

فریاد، داد، جیغ، فغان، فریاد زدن، جیغ زدن، داد زدن

۱۲

snarl

تله، کمند، گره، گرفتارى، گوریدگى، شوریدگى، بغرنجى، برجسته کردن، نمودار کردن، بغرنج کردن، دندان قروچه کردن، غرولند کردن، خشمگین ساختن، گره خوردن

۱۳

uproar

هنگامه، غوغا، بلوا، داد و بیداد، غریو، شورش، همهمه