واژههای فارسی←خروج بازیگر از صحنهفرهنگ آریانپورخروج بازیگر از صحنه#۷۹٬۷۱۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱exitدررو، مخرج، خارج شدن، خروج، برون رفت، خروج بازیگر از صحنه ى نمایشواژههای نزدیک در الفباخربق سفیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخربق سفید عطسه اورمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخربوزه انباریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخربوزه تخم قندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخربوزه شیرین انباریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخربوزه قندکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر