خروج
#۷۹٬۷۰۴
outgo
خروج، مخرج، هزینه، عزیمت، جلو زدن
egress
خروج، خروجى، دررو، خارج شدن
egression
خروج
exit
دررو، مخرج، خارج شدن، خروج، برون رفت، خروج بازیگر از صحنه ى نمایش
exodus
مهاجرت بنى اسرائیل از مصر به کنعان، خروج، مهاجرت، مهاجرت دسته جمعى
exhaust
اگزوس، خروج (بخار)، در رو، مفر، تهى کردن، نیروى چیزى را گرفتن، خسته کردن، از پاى در آوردن، تمام کردن، با دقت بحث کردن
emersion
ظهور، خروج، پیدایش، ظهور ثانى
emission
صدور، نشر، انتشار سهام دولتى و اوراق قرضه و اسکناس، بیرون دادن، خروج، (پزشکى) دفع مایعات
propulsion
نیروى محرکه، خروج، دفع، پیش راندن
transpiration
فراتراوش، ترشح، خروج، نفوذ، افشاء، تعرق، نشر، حلول
issue
بر آمد، پى آمد، نشریه، فرستادن، بیرون آمدن، خارج شدن، صادر شدن، ناشى شدن، انتشار دادن، رواج دادن، نژاد، نوع، عمل، کردار، اولاد، نتیجه بحث، موضوع، شماره
outflow
بیرون ریزى، طغیان، ریزش، جریان، به بیرون جارى شدن
issuance
صدور، انتشار
outpouring
بیرون ریختن، بیرون روان شدن، بیرون ریزش