فرهنگ آریان‌پور

خروج

#۷۹٬۷۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

outgo

خروج، مخرج، هزینه، عزیمت، جلو زدن

۲

egress

خروج، خروجى، دررو، خارج شدن

۳

egression

خروج

۴

exit

دررو، مخرج، خارج شدن، خروج، برون رفت، خروج بازیگر از صحنه ى نمایش

۵

exodus

مهاجرت بنى اسرائیل از مصر به کنعان، خروج، مهاجرت، مهاجرت دسته جمعى

۶

exhaust

اگزوس، خروج (بخار)، در رو، مفر، تهى کردن، نیروى چیزى را گرفتن، خسته کردن، از پاى در آوردن، تمام کردن، با دقت بحث کردن

۷

emersion

ظهور، خروج، پیدایش، ظهور ثانى

۸

emission

صدور، نشر، انتشار سهام دولتى و اوراق قرضه و اسکناس، بیرون دادن، خروج، (پزشکى) دفع مایعات

۹

propulsion

نیروى محرکه، خروج، دفع، پیش راندن

۱۰

transpiration

فراتراوش، ترشح، خروج، نفوذ، افشاء، تعرق، نشر، حلول

۱۱

issue

بر آمد، پى آمد، نشریه، فرستادن، بیرون آمدن، خارج شدن، صادر شدن، ناشى شدن، انتشار دادن، رواج دادن، نژاد، نوع، عمل، کردار، اولاد، نتیجه بحث، موضوع، شماره

۱۲

outflow

بیرون ریزى، طغیان، ریزش، جریان، به بیرون جارى شدن

۱۳

issuance

صدور، انتشار

۱۴

outpouring

بیرون ریختن، بیرون روان شدن، بیرون ریزش