فرهنگ آریان‌پور

خروارها

#۷۹٬۷۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

ton

تن، واحد وزنى برابر با 1000 کیلوگرم

۲

load

بار، کوله بار، فشار، مسئولیت، بار الکتریکى، عمل پر کردن تفنگ با گلوله، عملکرد ماشین یا دستگاه، بار کردن، پر کردن، گرانبار کردن، سنگین کردن، فیلم (در دوربین) گذاشتن، بار گیرى شدن، بار زدن، تفنگ یا سلاحى را پر کردن

۳

oodles

(oodlins =) ـ فراوان، خیلى زیاد، توده، انباشته