واژههای فارسی←خرموشفرهنگ آریانپورخرموش#۷۹٬۶۸۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱rat(جانور شناسى) موش صحرایى، آدم موش صفت، موش گرفتن، کشتن، دسته خود را ترک کردن، خیانتواژههای نزدیک در الفباخربق سفیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخربق سفید عطسه اورمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخربوزه انباریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخربوزه تخم قندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخربوزه شیرین انباریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخربوزه قندکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر