فرهنگ آریان‌پور

خرمهره

#۷۹٬۶۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

cowry

خرمهره، صدف، نوعى حلزون دریایى

۲

cowrie

خرمهره، صدف، نوعى حلزون دریایى

۳

bead

مهره، دانه تسبیح، خرمهره، منجوق زدن، به ریسمان کشیدن، مهره ساختن

۴

doodad

مطلب کوچکى که از نظر فراموش شده و به خاطر نمى رسد، اسباب، ابزار