فرهنگ آریان‌پور

خرمن

#۷۹٬۶۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

harvest

خرمن، محصول، هنگام درو، وقت خرمن، نتیجه، حاصل، درو کردن و برداشتن

۲

shock

تکان، تکان دادن، ترساندن، صدمه، هول، هراس ناگهانى، لطمه، تصادم، تلاطم، ضربت سخت، تشنج سخت، توده، خرمن، توده کردن، خرمن کردن، تکان سخت خوردن، هول و هراس پیدا کردن، ضربت سخت زدن، دچار هراس سخت شدن، سراسیمه کردن

۳

stack

توده، کومه، خرمن، دودکش، دسته، بسته، پشته، مقدار زیاد، قفسه کتابخانه، توده کردن، کومه کردن، انباشتن، پشته کردن

۴

crop

محصول، چیدن، گیسو را زدن، سرشاخه زدن، حاصل دادن، چینه دان