فرهنگ آریان‌پور

خرف کردن

#۷۹٬۵۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

deaden

خرف کردن، بى حس و بى روح کردن، بى جان شدن

۲

addle

چرکى، باطلاق، کثافت، (مجازى) سختى، گرفتارى، آدم بى کله، گندیده، فاسد ضایع کردن، فاسد کردن، ضایع شدن، فاسد شدن، رسیدن، عمل آمدن، گیج کردن، خرف کردن

۳

stupefy

بهت زده کردن، گیج کردن، بیهوش کردن، تخدیر کردن، کودن کردن، خرف کردن، متحیر کردن یا شدن

۴

stultify

خنثى کردن، احمق کردن، خرف کردن