فرهنگ آریان‌پور

خرسند کردن

#۷۹٬۵۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

satisfy

خرسند کردن، راضى کردن، خشنود کردن، قانع کردن

۲

content

محتوى، مضمون، گنجایش، حجم، مقدار، مندرجات، مفاد، خوشنود، راضى، راضى کردن، قانع کردن، خرسند، خرسند کردن

۳

gladden

خوشنود کردن، خرسند کردن، خوشحال کردن، شاد شدن

۴

take

(past: took ; past participle: taken) ـ گرفتن، ستاندن، لمس کردن، بردن، برداشتن، خوردن، پنداشتن

۵

cheer

خوشى، فریاد و هلهله، آفرین، هورا، دلخوشى دادن، تشویق کردن، هلهله کردن

۶

tickle

غلغلک دادن، غلغلک، خاریدن

۷

please

دلپذیر کردن، خشنود ساختن، کیف کردن، سرگرم کردن، لطفاً، خواهشمند است

۸

flatter

چاپلوسى کردن، تملق گفتن از

۹

entertain

پذیرایى کردن، مهمانى کردن از، سرگرم کردن، گرامى داشتن، عزیز داشتن، تفریح دادن، قبول کردن