فرهنگ آریان‌پور

خرده گیری کردن

#۷۹٬۵۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

cavil

خرده گیرى کردن، عیب جویى کردن، خرده گیرى، عیب جویى

۲

fuss

هایهوى، سر و صدا، نق نق زدن، آشوب، نزاع، هایهو کردن، ایراد گرفتن، خرده گیرى کردن، اعتراض کردن