فرهنگ آریانپور
خرده گیری کردن
#۷۹٬۵۰۹
rail
سرزنش، توبیخ، سرکوفت، طعنه، ریل خط آهن، خط آهن، نرده، نرده کشیدن، توبیخ کردن
knock
کوبیدن، زدن، درزدن، بد گویى کردن از، به هم خوردن، مشت، ضربت، صداى تو تو، عیبجویى knock خودمانی badmouth
upbraid
سرزنش کردن، متهم کردن، ملامت کردن
execrate
مکروه داشتن، نفرت کردن از، بد خواندن
reprehend
سرزنش کردن، توبیخ کردن
animadvert
خرده گرفتن، اعتراض کردن، متوجه شدن، تعیین تقصیر و مجازات (به وسیله ى دادگاه) نمودن