فرهنگ آریان‌پور

خرده‌ گیر

#۷۹٬۵۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

censorious

خرده گیر، عیب جو، عیب جویانه

۲

critic

نقدگر، نکوهشگر، سخن سنج، نقاد، انتقاد کننده، کارشناس، خبره critic nitpicker hypercritical niggler

۳

captious

ایرادگیر، فریبنده، عیب جو، حیله گر، وسیع