فرهنگ آریان‌پور

خرده سنگ

#۷۹٬۴۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

rubble

سنگ نتراشیده، قلوه سنگ، پاره آجر، خرده سنگ، ویران کردن

۲

chip

لپ پریده کردن یا شدن، ژتن، ریزه، تراشه، مهره اى که در بازى نشان برد و باخت است، ژتون، ورقه شدن، رنده کردن، (به صورت جمع) سیب زمینى سرخ کرده

۳

detritus

چیزى که در نتیجه خرابى به دست آید، ریزه