فرهنگ آریان‌پور

خرده پا

#۷۹٬۴۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

truck

معامله کردن، سر و کار داشتن با، مبادله، معامله خرده ریز، بارکش، کامیون، واگن روباز، چرخ باربرى truck عامیانه‌ smalltime

۲

petty

جزیى، خرد، کوچک، غیر قابل ملاحظه، فرعى

۳

junior

اصغر، موخر، کم، زودتر، تازه تر، دانشجوى سال سوم دانشکده یا دبیرستان

۴

picayune

(picayubnish =) ـ جزیى، بى ارزش، پست، ناچیز

۵

underling

آدم زیر دست، آدم پست و حقیر، دون پایه

۶

straw boss

وردست سر عمله، مباشر کارگران