فرهنگ آریان‌پور

خردمندانه

#۷۹٬۴۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

sage

عاقل، دانا، بصیر، با فراست، حکیم

۲

sane

داراى عقل سلیم، عاقل، سالم، معقول، معتدل wisely

۳

sound

صوت، صدا، صدا کردن، به نظر رسیدن، آوا، سالم، درست، بى عیب، استوار، بى خطر، دقیق، مفهوم، صدا دادن، به گوش خوردن، به صدا درآوردن، نواختن، زدن، به طور ژرف، کاملاً، ژرفاسنجى کردن، گمانه زدن

۴

advised

از روى تامل و بصیرت، با دانستگى insightful

۵

judicial

(judiciary =) ـ قضایى، شرعى، وابسته به دادگاه

۶

oracular

سروشى، وابسته به غیبگویى، الهامى، وابسته به وحى

۷

rational

گویا، عقلى، عقلایى، مستدل، مدلل، معقول، عقلانى، منطقى

۸

reasonable

معقول، مستدل

۹

intellectual

عقلانى، ذهنى، فکرى، خردمند، روشنفکر