فرهنگ آریان‌پور

خردشدن

#۷۹٬۴۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

crush

فشردن، چلاندن، له شدن، خردشدن، با صدا شکستن، (مجازى) شکست دادن، پیروز شدن بر

۲

crack up

سقوط (هواپیما و غیره)، درهم شکستگى، خردشدن، متلاشى شدن