فرهنگ آریان‌پور

خردسال

#۷۹٬۴۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

minor

کمتر، کوچکتر، پایین رتبه، خردسال، اصغر، شخص نابالغ، محزون، رشته فرعى، کهاد، صغرى، در رشته ثانوى یا فرعى تحصیل کردن، کماد، خرد، صغیر

۲

child

بچه، کودک، طفل، فرزند

۳

young

جوان، تازه، نوین، نوباوه، نورسته، برنا

۴

small

کوچک، خرده، ریز، محقر، خفیف، پست، غیر مهم، جزیى، کم، دون، کوچک شدن یا کردن

۵

youngster

نو باوه، جوانک، پسر بچه، (گیاه شناسى) برگچه