فرهنگ آریان‌پور

خردسازی

#۷۹٬۴۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

comminution

پودر کردن، خردسازى

۲

trituration

سایش، خردسازى، نرم سازى، پودر سازى

۳

smash

تصادم، خردشدگى، برخورد، خرد کردن، شکست دادن، درهم شکستن، بشدت زدن، منگنه کردن، پرس کردن، ورشکست شدن، درهم کوبیدن