فرهنگ آریان‌پور

خرد کردن‌ گوشت

#۷۹٬۴۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

hash

درهم، درهم کردن، خرد کردن، گوشت و سبزه هاى پخته که با هم بیامیزند، آمیزش، مخلوط، مخلوط کردن، ریزه ریزه کردن، آدم کودن

۲

mince

ریزه، ریز ریز کردن، قیمه کردن، خرد کردن، حرف خود را خوردن، تلویحا گفتن، قیمه، گوشت قیمه