فرهنگ آریان‌پور

خرد شونده

#۷۹٬۳۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

crumbly

خرد شونده، ترد

۲

friable

خرد شونده، ترد، شکننده

۳

pulverulent

خرد شونده، از هم پاشنده، گردى، گرد دار