فرهنگ آریان‌پور

خرحمالی‌ کردن

#۷۹٬۳۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

fag

خرحمالى کردن، سخت کار کردن، جان کندن، خسته کردن، از پا درآوردن، حمال مفت، خدمتکار، سیگار

۲

drudge

زحمت کش، جان کن، مزدور جان کن، جان کندن، بى میلانه کار کردن