فرهنگ آریان‌پور

خرج کردن

#۷۹٬۳۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

expend

خرج کردن، صرف کردن، مصرف کردن

۲

spend

(past: spent ; past participle: spent) ـ صرف کردن، پرداخت کردن، خرج کردن، تحلیل رفتن قوا، تمام شدن، صرف شدن

۳

outlay

مبلغ سرمایه گذارى شده، خرج، بیرون گستردن، خرج کردن، هزینه، پرداخت

۴

disburse

پرداختن، خرج کردن، پرداخت، خرج، پرداخت کردن