فرهنگ آریان‌پور

خرج شده

#۷۹٬۲۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

spent

(past: spent ; past participle: spent) ـ صرف کردن، پرداخت کردن، خرج کردن، تحلیل رفتن قوا، تمام شدن، صرف شدن