فرهنگ آریان‌پور

خرت و پرت

#۷۹٬۲۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

knickknack

خرت و پرت، چیز قشنگ و کم بها، (زبان عامیانه) بازیچه کوچک

۲

odds and ends

خرت و پرت، تکه و پاره، چیز، باقیمانده

۳

frippery

خرده ریز، خرت و پرت، چیز کم بها، خودنمایى، خودفروشى

۴

trumpery

خرده ریز، خرت و پرت، سخن مهمل، زرق و برق دار، نادان فریب، خوش ظاهر، چرند bricabrac

۵

bric a brac

اشیاء کهنه و عتیقه، خرت و پرت

۶

hash

درهم، درهم کردن، خرد کردن، گوشت و سبزه هاى پخته که با هم بیامیزند، آمیزش، مخلوط، مخلوط کردن، ریزه ریزه کردن، آدم کودن hash bumf bumph

۷

junk

جگن، نى، جنس اوراق و شکسته، آشغال، کهنه و کم ارزش، جنس بنجل، به دور انداختن، بنجل شمردن، قایق ته پهن چینى

۸

doodad

مطلب کوچکى که از نظر فراموش شده و به خاطر نمى رسد، اسباب، ابزار خودمانی‌ تحقیرآمیز

۹

lumber

تخته، الوار، تیر بریده، الوار را قطع کردن، چوب برى کردن، سنگین حرکت کردن، سلانه سلانه راه رفتن

۱۰

clutter

صداهاى ناهنجار درآوردن، درهم ریختن، درهم ریختگى، درهم و برهمى gimcrackery

۱۱

impedimenta

چیزهاى دست و پا گیر، توشه سفر، بنه سفر، اسباب تاخیر حرکت، (حقوق) موانع قانونى