فرهنگ آریانپور
خراشنده
#۷۹٬۲۳۱
pricker
خراشنده، سیخ زننده
scraper
خراشنده، زداینده
rough
زبر، خشن، درشت، زمخت، ناهموار، ناهنجار، دست مالى کردن، به هم زدن، زمخت کردن
abrasive
ساینده، تراشنده، سوزش آور، سایا
scratcher
خراشیدن، خاراندن، خط زدن، قلم زدن، خراش، تراش، چرکنویس scratch