فرهنگ آریان‌پور

خراب‌ کردن‌ گوشت

#۷۹٬۱۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

spoil

(past: spoiled, spoilt ; past participle: spoiled, spoilt) ـ غنیمت، یغما، تاراج، سود باد آورده، فساد، تباهى، از بین بردن، غارت کردن، ضایع کردن، فاسد کردن، فاسد شدن، پوسیده شدن، لوس کردن، رودادن