فرهنگ آریان‌پور

خدو

#۷۹٬۰۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

spit

(past: spat, spit ; past participle: spat, spit) ـ سیخ کباب، شمشیر، دشنه، به سیخ کشیدن، سوراخ کردن، تف انداختن، آب دهان پرتاب کردن، تف، آب دهان، خدو، بزاق، (مثل تف) بیرون پراندن

۲

water

آب، آبگونه، پیشاب، مایع، آب دادن

۳

saliva

بزاق، آب دهان

۴

spittle

مایع مترشحه از غدد بزاقى، تف، آب دهان