فرهنگ آریان‌پور

خدمت کردن

#۷۹٬۰۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

serve

خدمت کردن، خدمت انجام دادن، به کار رفتن، به درد خوردن، (در بازى) توپ را زدن

۲

minister

وزیر، وزیر مختار، کشیش کمک کردن، خدمت کردن، پرستارى کردن، بخش کردن